کمد جوراب های یک فیلسوف

فلسفه زندگی یه لنگه جوراب چیه ؟ اینجا جوابش پیدا میشه .

اول از همه بگم که باید موقع ورود به اینجا همه ی سیگار ها ، پیپ ها ، گیلاس ها ، پایپ ها ، وافور ها دم در شکسته بشه !

یه فیلسوف واقعی از این چیز ها استفاده نمی کنه .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۰ساعت 11:1 توسط زهرا|

همه ی لذت خرید کتاب به ناغافل رفتن به کتاب فروشی و گشتن در میان قفسه ها و خرید حداقل هشت الی ده جلد کتاب است .

حالا با وجود این قیمت های نجومی

_ تا ناشر و نویسنده و مترجم را نشناسی

_ تا خلاصه کتاب را به همراه چند نقد درست و حسابی نخوانده باشی

_ تا کتاب فروشی های با انصاف را که دست به قیمت پشت جلد کتاب های چاپ قدیم نمی زنند و در مقابل تقاضای تخفیف گارد نمی گیرند ؛ شناسایی نکرده باشی

دست و دلت به خرید نهایت سه جلد کتاب نمی رود که نمی رود .

 

 

حالا وای به حال روزی که با همه ی این ها کتابی بخری و در نهایت به دلت نشیند ...

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:47 توسط زهرا|

هیچ برنامه ی مشخصی برای ازدواج ندارم الا این که بایستی در شب عروسی آهنگ " شب و بارون " شهرام شکوهی پخش بشه !

میزان ریپلی آهنگ هم بنا به تشخیص این جانب باید انجام بشه .

شرایط جوی و اقلیمی هم دخل و تصرفی در این شرط ( قانون ) نخواهد داشت .

زیاده عرضی نیست !

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 1:20 توسط زهرا|

آهای اینایی که هرچی می خورید ؛ چاق نمیشید !

آهای لاغر ها

زیاد خوش حال نباشید .

دیروز توی فرهنگ معین خوندم چاق یعنی : فربه , تنومند , تندرست 
1- ( اسم ) صحت سلامت .  2- ( صفت ) فربه سمین . 4- تنومند. 5- سالم و تندرست است .

 یه زمان نه چندان دوری چاقی مساوی بود با سلامتی و زیبایی .

 

پ.ن 1 : پس با ما مهربون باشید .

پ.ن 2 : من چرا توی اون روزگار به دنیا نیومدم ؟!

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳ساعت 3:2 توسط زهرا|

بهش میگم دستت چی شده ؟

میگه : مو رفته توی استخونم !!! ( استخوانش مو برداشته )

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۳ساعت 20:9 توسط زهرا|

از هفده سالگی تا بیست سالگی کلی اتفاق می افته و این اتفاق ها هر کدوم اندازه یه درجه مسیرت رو تو زندگی عوض می کنه .

جوری که وقت تولد بیست و یک سالگی می بینی : اِ !!! من چقدر عوض شدم !

.

.

.

.

اِ !!! من چقدر عوض شدم !

نوشته شده در جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۳ساعت 20:57 توسط زهرا|

گویا گارانتی خانواده ی ما در حال اتمام است 

.

.

.

دست برادرم هم شکست .

 

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 18:58 توسط زهرا|

آیا نگران معضل گرسنگی در جهان هستید ؟

دیگر نگران نباشید !

کافی است به هر گرسنه یک رژ لب داده و از او بخواهید تا آن را بر لب بزند .

سیل غذا و نوشیدنی است که پس از استعمال ماتیک به طرفش سرازیر خواهد شد .

 

صرفا به این دلیل که گند بزند به رژ و ماتیک و اینها ...

نوشته شده در شنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۳ساعت 17:55 توسط زهرا|

یه وقت هایی هم هست که وسط شهریور ماه ، توی شهری که حتی وسط زمستون هم بارش زیادی نداره ، دلت هوس برف می کنه ؛ اون هم برف زیاد !

اونقدر زیاد که بلند بشی و بری دست تک و توک بچه های فامیل رو بگیری و بی توجه به غرولند های مامان و بابا هاشون ببریشون توی کوچه .

ببریشون توی کوچه و آدم برفی بسازید ،یه آدم برفی شاد و شنگول عینکی !

همین جور که آدم برفی میسازی ؛ خاطره هم بسازی . یه خاطره خوب از یه روز برفی ، توی ذهن بچه ها
.

 

 

دل دیگه شهریور و دی ماه نمی شناسه .

فقط قبلش یه کم دکمه و مهره بریز توی جیبت با یه عینک ، آخه آدم برفی ات عینکیه .

لازم ات میشه .

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۳ساعت 20:43 توسط زهرا|

خیلی دوست دارم پنجره های خونه ام این مدلی باشه .

 

پ.ن : جدا چرا هیچ کارخونه ی در و پنجره سازی به فکر ساخت این مدل پنجره ها با قالب متناسب آپارتمان های امروزی نمی افته ؟

به خدا پول توشه !!!

نوشته شده در دوشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۳ساعت 1:50 توسط زهرا|

کافی است پایتان پیچ بخورد تا شیوه ی راه رفتن شما از " مثل آدم راه رفتن " به چیزی میان پرش و خزش تغییر ماهیت بدهد ...

نوشته شده در شنبه چهارم مرداد ۱۳۹۳ساعت 20:1 توسط زهرا|


آخرين مطالب
» آتیش داری؟
» و به این ترتیب من دیگه عاشق و دیوانه ی خرید کتاب نیستم !
» من و موسیقی !
» شما فقط در زمان درستی به دنیا اومدید ...
» دست دختر دایی هم شکست ...! ):
» دو سال 17 سالگی و 20 سالگی همیشه برام خاص بودن !
» سایه ی سنگین گچ بر روی خانواده اکبری
» از مشکلات زنانگی ...
» من و دلم و برف
» رنگ های شیشه ای
Design By : Pars Skin