کمد جوراب های یک فیلسوف

فلسفه زندگی یه لنگه جوراب چیه ؟ اینجا جوابش پیدا میشه .

اول از همه بگم که باید موقع ورود به اینجا همه ی سیگار ها ، پیپ ها ، گیلاس ها ، پایپ ها ، وافور ها دم در شکسته بشه !

یه فیلسوف واقعی از این چیز ها استفاده نمی کنه .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۰ساعت 11:1 توسط زهرا|

اکثر اوقات به دختر دایی و پسر دایی ام تو نوشتن مشق هاشون کمک می کنم . اینطوری که املا میگم بهشون ، آزمایش علومی رو براشون توضیح میدم ، کلاژ براشون می سازم .

اما قدغن کردم با دفتر کتاب ریاضی شون بیان طرف ام !

بس که ساده ترین مسائل رو با راه حل های عجیب و غریب و سخت قراره به بچه یاد بدن ؛ صورت مسئله رو می فهمم ، جواب رو میدونم اما از فلسفه و چرایی راه حلی که باید بااستفاده از اون مسئله رو حل کرد چیزی دست گیرم نمیشه .

 

 

پ.ن : قدیم اگه کسی برای انجام یه کاری بین راه ساده و سخت راه سخت رو انتخاب می کرد ، بهش می گفتن لقمه رو دور سرش میچرخونه و میخوره .

کجان بیان ببینند که این روش شده یه متد آموزشی !؟

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ساعت 10:5 توسط زهرا|

فضای این روز های بلاگفا من رو بدجور یاد شهر های زلزله زده می اندازه ؛  مدت کوتاهی  سکوت و سکون و بعد حرکت 

حالا این حرکت به سمت هجرت هست یا دوباره سازی ، از وبلاگی به وبلاگ دیگه فرق داره 

نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 7:32 توسط زهرا|

سلام وبلاگ نویس های بلاگفایی !

تو رو خدا زود تر شروع کنید به نوشتن 

دلم برای نوشته هاتون تنگ شده ، همین الان شروع کنید .

نوشته شده در سه شنبه دوم تیر ۱۳۹۴ساعت 20:14 توسط زهرا|

شما هم بعد از هر مهمانی وقتی همه ی مهمان ها رفتند ، یک جلسه ی تفتیش عقاید به صورت خانوادگی دارید که " چرا همچین حرفی زدی یا فلان کار رو کردی !؟ " 

.

.

.

یا فقط ما اینجوری هستیم ؟

نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 17:14 توسط زهرا|

اصلا یادم رفت چی می خواستم بگم .

نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ساعت 19:18 توسط زهرا|

همه ی لذت خرید کتاب به ناغافل رفتن به کتاب فروشی و گشتن در میان قفسه ها و خرید حداقل هشت الی ده جلد کتاب است .

حالا با وجود این قیمت های نجومی

_ تا ناشر و نویسنده و مترجم را نشناسی

_ تا خلاصه کتاب را به همراه چند نقد درست و حسابی نخوانده باشی

_ تا کتاب فروشی های با انصاف را که دست به قیمت پشت جلد کتاب های چاپ قدیم نمی زنند و در مقابل تقاضای تخفیف گارد نمی گیرند ؛ شناسایی نکرده باشی

دست و دلت به خرید نهایت سه جلد کتاب نمی رود که نمی رود .

 

 

حالا وای به حال روزی که با همه ی این ها کتابی بخری و در نهایت به دلت نشیند ...

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:47 توسط زهرا|

هیچ برنامه ی مشخصی برای ازدواج ندارم الا این که بایستی در شب عروسی آهنگ " شب و بارون " شهرام شکوهی پخش بشه !

میزان ریپلی آهنگ هم بنا به تشخیص این جانب باید انجام بشه .

شرایط جوی و اقلیمی هم دخل و تصرفی در این شرط ( قانون ) نخواهد داشت .

زیاده عرضی نیست !

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 1:20 توسط زهرا|

آهای اینایی که هرچی می خورید ؛ چاق نمیشید !

آهای لاغر ها

زیاد خوش حال نباشید .

دیروز توی فرهنگ معین خوندم چاق یعنی : فربه , تنومند , تندرست 
1- ( اسم ) صحت سلامت .  2- ( صفت ) فربه سمین . 4- تنومند. 5- سالم و تندرست است .

 یه زمان نه چندان دوری چاقی مساوی بود با سلامتی و زیبایی .

 

پ.ن 1 : پس با ما مهربون باشید .

پ.ن 2 : من چرا توی اون روزگار به دنیا نیومدم ؟!

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳ساعت 3:2 توسط زهرا|

بهش میگم دستت چی شده ؟

میگه : مو رفته توی استخونم !!! ( استخوانش مو برداشته )

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۳ساعت 20:9 توسط زهرا|

از هفده سالگی تا بیست سالگی کلی اتفاق می افته و این اتفاق ها هر کدوم اندازه یه درجه مسیرت رو تو زندگی عوض می کنه .

جوری که وقت تولد بیست و یک سالگی می بینی : اِ !!! من چقدر عوض شدم !

.

.

.

.

اِ !!! من چقدر عوض شدم !

نوشته شده در جمعه بیست و یکم آذر ۱۳۹۳ساعت 20:57 توسط زهرا|


آخرين مطالب
» آتیش داری؟
» آخه چرا ؟
» به هیچ کدوم از این تصمیم ها هم نمیده خورده گرفت
» پس از یک کمای چند ماهه
» تمام عید این برام سوال شده بود
» خدای من چقدر بلاگفا تغییر کرده !!!
» و به این ترتیب من دیگه عاشق و دیوانه ی خرید کتاب نیستم !
» من و موسیقی !
» شما فقط در زمان درستی به دنیا اومدید ...
» دست دختر دایی هم شکست ...! ):
Design By : Pars Skin